پیوند ها
آمار بازدید سایت

اینکه شما یک فرد معمولی باشید چیز بدی نیست – اکثریت افراد جهان، افرادی معمولی هستند. از هفت میلیارد جمعیت جهان، فقط تعداد محدودی از افراد میلیاردر هستند. چه عواملی این افراد را از دیگران متمایز میکنند؟ ممکن است میلیاردر نباشید، اما میتوانید بسیاری از جنبههای یک ذهن موفق را داشته باشید.
در اینجا برخی از تفاوتهای میان افراد معمولی و افراد موفق را بیان میکنیم:
۱- افراد معمولی درگیر پاسخهای قدیمی هستند، افراد موفق سوالات جدید میپرسند.
افراد معمولی دوست دارند با روشهای سنتی زندگی کنند و روند قدیمی و سابق را در زندگی خود تکرار کنند. این سبک زندگی در نظر آنها امنتر و راحتتر است. اما افراد موفق با این روش راضی نمیشوند. آنها در پی سوالات جدید و پیدا کردن پاسخی نو هستند.
۲- افراد معمولی هدف تعیین نمیکنند، افراد موفق هدفهای واقعگرایانه دارند.
افراد معمولی اغلب معنا و لزوم داشتن هدف را نمیدانند. برای آنها هدف داشتن امر مهمی نیست. اما برای افراد موفق، اهداف مانند قطب نمایی است که آنها را به سوی هدف دلخواهشان راهنمایی میکند.
۳- افراد معمولی به نظرات دیگران گوش میدهند، افراد موفق ایدههای خود را خلق میکنند.
افراد معمولی به جای اینکه بر تاثیرگذاری ایدههای خلاقانهی خود بر دیگران تمرکز کنند، ترجیح میدهند خود را با استانداردهای زندگی دیگران منطبق کنند. افراد معمولی معتقدند این کار آنها را خوشحال میکند. درحالیکه افراد موفق دوست دارند دیگران را با استانداردهای خود منطبق کنند و اینگونه خوشحالتر میشوند.
۴- افراد معمولی شکست را نقطهی پایان میدانند، افراد موفق شکست را سکوی پیشرفت می دانند.
هیچکس شکست خوردن را دوست ندارد ولی آنچه موجب تفاوت میان افراد موفق و معمولی میشود نگرش آنها نسبت به شکست است. افراد معمولی آن را پایان نقشههای خود میدانند زیرا برای دوباره ساختن برنامههای خود به اندازهی لازم خلاقیت ندارند. افراد موفق شکست را پلی برای گام بعدی خود میبینند.
۵- افراد معمولی اهمیت ایدههای نامتعارف را نمیدانند، افراد موفق به آنها بسیار اهمیت میدهند.
افراد معمولی تصور میکنند با کار زیاد به موفقیت میرسند، اما افراد موفق اهمیت ایدههای نامتعارف را میدانند. آنها میدانند این ایدههای به ظاهر دور از انتظار میتواند موفقیتهای عظیمی را نصیبشان کند.
۶- افراد معمولی برای زمان خود ارزش قائل نیستند، افراد موفق زمانشان را به حداکثر میرسانند.
افراد معمولی نمیدانند چگونه از زمان به بهترین صورت استفاده کنند و نگران از دست دادن فرصتها هستند. افراد موفق منظم و متمرکز هستند و از زمان خود به بهترین نحو استفاده میکنند.
۷- افراد معمولی آرزو میکنند، افراد موفق عمل میکنند.
افراد معمولی امیدوارند که دولت، همسر و یا یک رییس اقبالشان را تغییر دهد، اما افراد موفق منتظر رخ دادن چیزی نمیمانند بلکه آن را میسازند.
۸- افراد معمولی برای پول زندگی میکنند افراد موفق برای خواستههای خود زندگی میکنند.
افراد معمولی برای به دست آوردن پول کار میکنند، اما افراد موفق برای رسیدن به تمایلات خود کار میکنند.
۹- افراد معمولی آرزوهای معمولی دارند، افراد موفق رویاهای بزرگ دارند.
افراد معمولی انتظارات متوسط و معمولی از زندگی خود دارند، اما افراد موفق معتقدند هیچ چیز غیرممکن نیست و رویاهای بزرگی دارند.
۱۰- افراد معمولی بیشتر از درآمد خود خرج می کنند، افراد موفق کمتر از توانایی و درآمد خود خرج می کنند.
افراد معمولی به دنبال لذتهای زودگذر هستند، افراد موفق میدانند چرا باید منتظر باشند، آنها پسانداز و سرمایهگذاری میکنند تا پول بیشتری به دست آورند.
۱۱- افراد معمولی با احتیاط عمل میکنند، افراد موفق ریسک میکنند.
افراد معمولی میدانند که اگر با احتیاط عمل کنند، میتوانند از ثروت خود محافظت کنند، اما افراد موفق معتقدند که ثروت با ریسکهای باملاحظه به دست میآید.
۱۲- افراد معمولی معتقدند شما نمیتوانید همه چیز را با هم داشته باشید، افراد موفق معتقدند شما میتوانید همه چیز داشته باشید.
افراد معمولی همیشه نقش یک قربانی را بازی میکنند و ادعا میکنند که شما نمیتوانید در تمامی زمینهها خوب باشید. اما افراد موفق میدانند شما میتوانید ثروت، یک خانوادهی بینظیر، سلامتی و یک شغل عالی را بطور همزمان داشته باشید.
۱۳- افراد معمولی به آموزش رسمی معتقدند، افراد موفق تحصیلات را بیانتها میدانند.
افراد معمولی معتقدند که بهترین تحصیلات در موسساتی چهاردیواری (مدرسه یا دانشگاه) انجام میشوند، اما افراد موفق میدانند که تحصیلات بیانتهاست و شما هر روز میتوانید بیاموزید.
۱۴- نگرش افراد معمولی ضعیف است، افراد موفق نگرشی غنی دارند.
افراد معمولی دیگران را برای کمبود پشتکار و ارادهی خود مقصر میدانند، اما افراد موفق همیشه در حال تلاش برای داشتن یک نگرش مثبت و بهبود شخصیت خود هستند و روشی را در پیش میگیرند که آنها را با ارزشهایشان همسو میکند.
برگرفته از: www.lifehack.org
برچسب های مهم

تکنیکهای زبان بدن در زندگی بسیار ضروری است. چه صاحب یک کسبوکار باشید و یا فروشندهی مواد غذایی، اگر با مردم سروکار دارید باید بدانید چگونه ارتباطی موثر برقرار کنید. گفته میشود که ۹۳% ارتباطات، غیرکلامی هستند. بنابراین ضروری است که بدانید در کنار کلماتی که بکار میبرید، بدن شما چه میگوید.
در ادامه برای درک بهتر زبان بدن و ارتباطی موثرتر، ۹ ترفند ارائه شده است:
۱- از بازتاب استفاده کنید.
بازتاب، انجام هر کاری است که طرف مقابل انجام میدهد، البته زیرکانه و نامحسوس. نباید هر حرکتشان را آشکارا کپی کنید، بلکه موشکافانه هرکاری که میکنند انجام دهید. با تقلید حرکات آنها، چه دست به سینه باشد، چه آرام صحبت کردن و یا برقراری ارتباط چشمی، یک رابطهی دوستانه با فرد برقرار خواهید کرد. بدین صورت فرد بیشتر به شما نزدیک شده و ارتباط بهتری برقرار میکند. این ترفند هرجایی میتواند بکار گرفته شود اما در جلسات کاری و هنگام ملاقات با افراد جدید کاربرد بیشتری دارد.
۲- ژست قدرت بگیرید.
ژست قدرت یعنی دستانتان را تا جاییکه که میتوانید بالای سرتان بکشید بطوریکه شکل V پیدا کند. مشخص شده است که این حرکت در افزایش تستوسترون، اعتماد به نفس و بهبود ویژگیهای مدیریتی موثر است. دفعهی بعدی که قبل از یک جلسهی مهم مضطرب و مردد شدید، دستانتان را به سمت بالا کشیده و این حرکت را امتحان کنید. پشیمان نمیشوید.
۳- پاهایتان را روی هم نیاندازید.
وقتی کسی پا روی پا میاندازد بدین معنی است که بسیار مقاوم بوده و پذیرا نیست. این حرکت برای وقتیکه میخواهید از کسی فاصله بگیرید خیلی خوب است اما اگر در حال مذاکره برای خرید ماشین مورد علاقهتان هستید و یا میخواهید رئیستان را برای افزایش حقوق متقاعد کنید، مقاومت نشان دادن اصلا ایدهی خوبی نیست.
۴- برای برقراری ارتباط واقعی، بخندید.
چه چیزی بهتر از یک چهرهی شاد و خندان است؟ خنده نشاندهندهی حالت نهایی ارتباط بین دو نفر است و علاقه و تفاهم را نشان میدهد. اگر در حوزهی کاری یا شخصی، میخواهید با کسی ارتباط واقعی داشته باشید، بخندید. تعریف کردن یک جوک مناسب در مصاحبه باعث میشود که یخ هر دو طرف باز شود و راه خوبی برای برقراری ارتباط با رییس بالقوهتان است. خندیدن و خنداندن دیگران در برقراری ارتباط موثر بسیار مفید است.
۵- دست به سینه نباشید.
دست به سینه بودن نیز همچون انداختن پاها روی هم حالت مناسبی در مقولهی زبان بدن نیست. چرا که نشاندهندهی حالت تدافعی و شک و تردید شماست. وقتی دست به سینه باشید بین خود و طرف مقابل فاصله میاندازید. در عوض دفعهی بعد که با کسی آشنا شدید دستانتان را بیاندازید و میبینید که چقدر برقراری ارتباط راحت تر خواهد بود.
۶- سرتان را بالا بگیرید.
وقتی سرتان را بالا میگیرید، غرور، اعتماد به نفس و تسلط خواهید داشت. این بار به کسی که سرش را پایین انداخته است دقت کنید، حتما به اهمیت این موضوع پی میبرید. با بالا گرفتن سر خود نشان میدهید که از خودتان راضی هستید. در موقعیتهای بعدی که خواستید اعتماد به نفس داشته باشید، مثلا سخنرانی در مقابل جمع، تعریف کردن داستان در جمع دوستانه یا مصاحبهی شغلی، سرتان را بالا بگیرید.
۷- کف دستتان را نشان دهید!
زمانیکه بوسیلهی دستانتان ارتباط برقرار میکنید حتما از حالت “کف دست بالا” استفاده کنید چرا که بطور ناخودآگاه اعتمادسازی کرده و نشان میدهید که چیزی را پنهان نمیکنید. نیازی نیست تمام مدت کف دستانتان بالا باشد، اما بطور منظم این کار را تکرار کنید. این تکنیک در فروش، بازاریابی، یا برای متقاعد کردن طرف مقابل، اساسا هرجاییکه صداقت و درستی مورد نظر باشد، بسیار موثر است.
۸- سرتان را به علامت تایید تکان دهید.
هنگامیکه میخواهید با طرف مقابل ارتباط برقرار کنید، وقتی حرف تازهای میزند سرتان را بعلامت مثبت تکان دهید. این حرکت نشاندهندهی موافقت شماست و اینکه به گفتههایش گوش میدهید و با او موافقید. پس یک ارتباط قوی بین شما ایجاد میشود. هنگامیکه دوست یا همسرتان چیزی برایتان تعریف میکند گهگاهی سرتان را تکان دهید و خوشحالی او را ببینید که از توجه شما قدردانی میکند.
۹- از ضربه زدن با پا خودداری کنید.
شاید خسته باشید یا بخواهید کار دیگری انجام دهید، اما اگر هنگامیکه مدیرتان موضوع مهمی را به شما ابلاغ میکند پاهای خود را بطور مداوم تکان دهید اصلا جالب نیست. در حقیقت، طرف مقابلتان را میرنجانید چرا که به او میفهمانید چقدر خستهکننده است. در عوض چند دقیقه پاها را ثابت نگهدارید تا صحبتش تمام شود. بجای رنجاندنش، به او گوش دهید (یا حداقل تظاهر کنید). دفعهی بعد که لیست ارتقاء شغلی افرادش را مرور کند، شما جزو نفرات اول خواهید بود.
با رعایت این ترفندها، شاید سخنران یا گویندهی محشری نباشید، اما در برقراری ارتباط بهترین خواهید بود. و البته بطور کلی ارتباطات اهمیت بیشتری هم دارد. زندگی بر پایهی ارتباطات است و بدن شما تقریبا بیشتر این رابطه را برقرار میکند.
برگرفته از: www.lifehack.org
برچسب های مهم
کتابی بسیار مفید در زمینه ی XSS . کسانی که علاقه مند هستند میتونند این کتاب رو با هزینه ی کم دریافت کنن.
قیمت : 32 هزار تومان
دوستان در جریان باشید که این کتاب در آمازون با قیمت 32.48$ به فروش میرسه که ایرانی ها نمیتونند از آمازون خرید داشته باشند.
برای مشاهده مشخصات کتاب در آمازون روی متن کلیک کنید.